به درگاه انجمن دوستداران و حافظان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گلپایگان «وردپاتکان» خوش آمدید

دوشنبه, 05 آبان 1393 ساعت 19:35

زنده یاد علي مختاري، استادي بادست توانا و طلايي

   علی مختاری گلپایگانی فرزند اسدالله گلپایگانی در سال 1274 در گلپایگان دیده به جهان گشود استاد مختاری از اساتید بزرگ منبت کاری در قرن اخیر است. در ده سالگي بهاتفاق برادرش محمد كه يك سال از وي كوچكتر بوده به كارگاه استاد حيدر گلپايگانياز استادان منبت کار آن زمان (قاشق تراش)  منبت كار چيره دست سپرده شد به آموختن این هنر پرداخت.     


 از هشت سالگی نجار شد ولی نجاری و منبت را با هم آموخت . مدتی هم در جوار عموی خود دستی بر این هنر داشتند . هيجده سال داشت كه از گلپایگان به خمین و سپس راهي تهران شد، و در چهار راه مخبرالدوله ، کوچه رفاهی در مغازه ای بنام دارالصنایع مختاری مشغول به کار شدند. استاد حکیم الهی نیز مدتی در جوار ایشان مشغول کار بودند .   

وی بیشتر به خاطر ارائه و معرفی گسترده تر هنر اصیل گلپایگان برای هنر دوستان به تهران آمد ودر نظر داشت با ارائه و معرفی چند تابلو منبت‌ كه از بهترين كارهاي او بود ، عقيدة دست‌اندركاران اين هنر را درباره آثاري كه آفریده بود را بداند و در پیشرفت تکنیکهای هنریش به کار بندد .  
و در همین حال خیلی علاقه مند بود تا براي نشان دادن و عرضه آثارش به مدرسه صنايع مستظرفه برود . او چندين بار اسم صنايع مستظرفه را از ديگران در گلپايگان شنيده بود. و شنيده بود كه رئيس اين مدرسه ابرمردي است بنام (كمال الملك) و آگاه و آشنا به هنر. و در هنر نقاشي استادي نادر و چهره‌اي بي‌همتا.  ديدن كمال‌الملك از آرزوهاي بزرگ اين هنرمند جوان بود.          
علي مختاري
گلپايگاني و برادرش محمد پس از كسب شهرت در فن منبت كاري ، توسط يكي از رجال قاجاري درزمان احمدشاه به تهران دعوت شدندر اين زمان استاد محمد هنگام فروش يكي از آثارخود با كمال الملك آشنا مي شود و استاد از او دعوت مي كند كه به مدرسه صنايعمستظرفه برود. اما استاد محمد كه عازم عتبات بوده فقط آدرس خود را به استاد كمالالملك مي دهد و پس از آن ايران را ترك مي كند. استاد كمال الملك پس از مدتي نامه ايبراي او به گلپايگان مي فرستد و از او دعوت مي كند ، در اين ضمن استاد علي كه براياجراي تصاوير تخت جمشيد به تهران آمده بود ، به جاي برادرش استاد محمد به حضور كمالالملك مي رسد و پس ازآزموني ، كمال الملك از او مي خواهد كه استادي منبت مدرسه صنايعمستظرفه را بپذيرد و در ضمن به او توصيه مي كند كه طراحي بياموزد .



جناب آقای سرمدی در کتاب دانش نامه هنرمندان ایران می نوسید : یکی از نزدیکان و یا احیاناَ دوستانش(متأسفانه نتوانستم نام وی را بیابم) این چنین نقل می کند:
« روزي كه به مدرسه صنايع مستظرفه رفتم و كمال‌الملك را ديديم نميتوانستم خودم را كنترل كنم، مي ترسيدم، مي لرزيدم، تنم آتش گرفته بود، دست‌وپاي خود را گم كرده بودم. كمال‌الملك چند لحظه به چشم هاي من نگريست مثل اينكه مي خواست رازي از درون چشم‌هاي من بخواند. از زندگي گذشته‌ام سئوال كرد از اينكه نزد چه كسي اين هنر را آموخته‌ام چرا به تهران آمده‌ام و چند سئوال ديگر … بعد تابلوها را از من گرفت و با دقت به تماشاي آنها مشغول شد.
هنگاميكه مشغول ديدن تابلوها بود پيش خود فكر كرد سرنوشت و مسير زندگي آينده ام بستگي به او دارد عقيده او برايم مهم بود.      



قلبم به‌تندي ميزد مثل اينكه تمام خون تنم توي صورتم ريخته بود. گونه‌هايم سرخ شده بود هرگز آن‌روز و‌آن لحظه را فراموش نميكنم آخرين تابلو را كه ديد سرش را بلند كرد و گفت خوب است خيلي هم خوب فقط نواقص كوچكي دارد كه مهم نيست و به مرور ايام رفع خواهد شد، بايد در سايه روشن مخصوصاً در طراحي بيشتر كار كني.
از اين سخنان استاد احساس سبكي كردم و ازاينكه كارهاي مرا پسنديده بود شادمان شدم. هنگاميكه خداحافظي کردم خواستم دستش را ببوسم نگذاشت. هنوز چند قدمي نرفته بودم كه صدايم كرد برگشتم استاد انگشتش را روي پيشانيش سائيد، چند لحظه‌اي فكر كرد، تبسمي روي لبهايش دويد بعد درحاليكه عينك‌اش را روي صورتش جابجا مي كرد گفت: اگر بخواهي ميتواني از فردا در اين مدرسه مشغول به كار شوي.   



گفتم: استاد چه كاري؟       
گفت: براي آموختن منبت‌به شاگردان، چند نفري هستند كه مي خواهند اين هنر را ياد بگيرند حالا عده‌شان كم است اما رفته رفته زياد مي شوند فقط بايد به من قول بدهي كه براي هميشه در تهران بماني و با دقت و علاقه كارت را انجام دهي؛ از فردا تو رئيس قسمت منبت‌كاري اين مدرسه هستي؛ مسئوليت و اداره و آموزش اين هنر بعهده توست. از شنيدن اين سخنان استاد شور و ذوق زايدالوصفي سراسر وجودم را فراگرفت مي ديدم كه چندين سال زحمت و كوشش ثمره‌اي دلپذير داشت استاد نه تنها آثار مرا پسنديده و تأييد كرده بود بلكه رياست و مسئوليت قسمت منبت‌كاري صنايع مستظرفه را نيز به من محول كرده بود. اين براي من كه نوجواني بودم پيروزي بزرگ و خاطره‌اي فراموش نشدني بود از فرداي آنروز در مدرسه صنايع مستظرفه به تدريس هنر و صنعت منبت پرداختم. هنوز چند هفته‌‌اي از كارم نگذشته بود كه حكمي به دستن دادند:       
«به موجب پيشنهاد رئيس كل صنايع مستظرفه آقاي علي مختاري گلپايگاني از تاريخ اول حمل 1302 قسمت  منبت‌‌كاري صنايع مستظرفه اين خدمت ماهيانه مبلغ (دويست قران) از بودجه صنايع مستظرفه دريافت خواهد داشت. رئيس كل صنايع مستظرفه مأمور اجراي اين حكم‌اند». به تاريخ اول حمل يكهزاروسيصدودو شمسي .    
وی درادامه می نویسد : در گوشه‌اي از پارك نارمك با قرار قبلي ، سعادت ديدار او نصيبم شد در اطاق پذيرائي او ويتريني بچشم ميخورد سرشار از تصاوير گوناگون، تصوير سعدي، حافظ، فردوسي، بوعلي، زكرياي رازي وصدها اثر و تابلو ديگر، گل، پرنده، گلدان، جام خشايارشا و ده‌ها تصوير ديگر.   



مي پرسم تاكنون چند تابلوي منبت ساخته‌ايد؟
  
نمي گويد: راستش را بخواهيد يادم نيست، شايد در حدود سيصدتا كه آخرين آنها جام خشايارشا و چهره وليعهد است.


در روز چند ساعت كار مي كنيد؟ روزي شش هفت ساعت، قبلاً بيشتر كار مي كردم اما حالا به خاطر اينكه سه مرتبه سكته قلبي كرده‌ام دكتر معالجم دستور داده اصلاً كار نكنم اما نمي توانم چون كار و منبت‌كاري زندگي منست، وجود منست، روح و قلب منست، همه چيز منست و اگر روزي دست به كار منبت نزنم مثل ماهي دريا ميمانم كه در ساحل روي شن هاي داغ انداخته باشندش. دست علي مختاري را مي فشارم و از او خداحافظي ميكنم »    
با نگاهی به آثار و تابلوهاي استاد می توان دید كه او هنرمندي تن‌آسا نيست، جستجوگر است. نه در پي اشكال و آثار تزئيني و پولساز.        
کار استاد تا آن اندازه جالب و ارزنده بود که وقتی رضاشاه به احداث کاخ مرمر مصمم شد دستور داد تا ساخت مجسمه های چوبی درهای آن کاخ به عهده  استاد مختاری گذاشته شود، همچنین در منبت کاری درهای چوبی کاخ سعدآباد استاد مختاری نیز شرکت داشتند از کارهای مشهور و ارزنده وی که در سالهای پیش ساخته است می توان: شبیه مرحوم کمال الملک، شبیه مرحوم مستوفی الممالک و شبیه مرحوم سرلشکر عبدالله امیر طهماسبی را نام برد که بر روی چوب با کمال مهارت ساخته است. (استاد سالها پیش از روی عکس ساغر طلای هخامنشی که به شکل شیر بالدار است ساغری از چوب ساخت که ارتفاعش 23 سانتی متر و طولش از نوک پنجه تا پشت ساغر 21 سانتی متر است).
در آثار مختاري فرم، زيبائي و شباهت كامل اثر با مدل اصلي قابل توجه است. اين مدل و الگو هرچه مي خواهد باشد: پرواز پرندگان، شكوفائي گل‌ها، چهره سعدي و حافظ و فردوسي و يا ابرمردان تاريخ و يا تصاوير آهو، گل و گلدان و آثاري كه از سينه كوه و تپه و ماهورها كشف شده مثل جام خشايارشا، جام داريوش شاه و يا تاج مرصع نـادر و هنگاميكه با دقت بيشتر به آنچه او خلق كرده نگاه مي‌كنيم استادي او را دربكار گرفتن خطوط درمي‌يابيم و متوجه مي‌شويم كه چگونه با حوصله و زحمت براي آفرينش يك اثر، هزاران خطوط مجرد و مرتبط با زيبائي و نرمش و انعطاف خاصي بكار رفته است.    



استاد صاحب چهار فرزند پسر و دو دختر بودند. خانم شمس ایران مختاری
یکی از دختران استاد مختاری و همسر استاد محمد باقر حکیم الهی استاد خاتمکار، خصیصه بارز این هنرمند را شبیه سازی در منبت کاری می داند و اضافه می کند :« شبیه سازی منحصر به فرد پدرم درمنبت ، وی را در میان دیگر نرمندان، برجسته و متمایز نشان می دهد. کارهای بی نظیر و زیبایی زاید الوصف کارهای پدرم ، حاصل سالها رنج و مرارت پدرم در عرصه هنراست . از آخرین کارهای ایشان در سال 1356 میتوان از گل رز برجسته نام برد . از شاگردان او به آقا میرزا احمد و آقا میرزا ابوالقاسم می توان اشاره کرد که  استاد به اتفاق این شاگردانش صندوق حضرت رقیه(س) را کار کردند.»    

    
استاد علاوه بر فعاليت آموزشي ، در حدود سيصد اثر از خود به يادگار نهاده است كه
بيشتر اين آثار از ايران خارج شده است. مختاري تا زماني كه استادكمال الملك در مدرسه صنايع مستظرفه حضور داشت ، با اين مدرسه همكاري نمود ، اما پسرفتن استاد كمال الملك ، او نيز مدرسه را ترك گفت و در خيابان رفاهي لاله زاركارگاهي بنياد نهاد. وي در سال 1356 به امریکا رفتند و درآنجا ساكن شد.
استاد علی مختاری گلپایگانی در سال 1363 - سن 91 سالگی - در اثر سکته قلبی به رحمت ایزدی پیوست و در امریکا نیز به خاک سپرده شدند.    روحش شاد و یادش گرامی

 

منابع

1- دانش نامه هنرمندان ايران و جهان اسلام، عباس سرمدي ، تهران: انتشارت اميركبير ، ص831


2- پایگاه اینترنتی مجموعه فرهنگی تاریخی سعد آباد  
www.sadmu.com

 

3- پایگاه اینترنتی مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی www.ichodoc.ir

 

گرد آوری و نگارش : سید محمد حسین ماهری پژوهشگر میراث فرهنگی و صنایع دستی

 

2564 بازدید

نظرات  

 
+9 #1 عماد جلالی در تاریخ: سه شنبه 06 آبان 1393 ، ساعت 08:08 ق ظ
درود بر جناب ماهری
پژوهشگر ارزنده میراث فرهنگی و صنایع دستی
مطلب ارزشمندی بود.

سربلند باشید.
نقل قول
 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد